شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام دوستان من دنبال یکی می گردم که یکم وقت داشته باشه و بتونه یه دستی به این وبلاگ برنه 

همشهریا عزیز لطفا آمادگی خودشونو اعلام کنند  

حتمی ایمیل و مشخصات کامل رو به این ایمیل بفرستین 

با تشکر 

bojnordi_man@yahoo.com

خوشحال میشم اگه مطلبی در رابطه با بجنورد دارین برام میل کنید 

در رابطه با هر چی بود فقط مربوط به بجنورد بشه 

bojnordi_man@yahoo.com

پارک باباامان بجنورد
پارک باباامان بجنورد
پارک باباامان بجنورد واقع در کیلومتر ۱۰جاده بجنورد مشهد یکی از زیبا ترین و قدیمی ترین پارک های گردشگری کشور محسوب می شود.
در این تفرجگاه کوهستانیآرامگاهی وجود دارد که منسوب به شاهزاده اسماعیل فرزند امام موسی کاظم(ع) است که مشهور به امامزاده باباامان می باشد.
وجود ۴۰۰ هزار اصله درخت از جمله درختان اقاقیا، چنار، زالزالک، زردآلو، زبان گنجشک، بوته های تمشک وحشی و... جلوه ای زیبا به این مکان بخشیده که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند. همچنین این پارک دارای پوشش گیاهی و جنگلی به مساحت ۲۵۰ هکتار است. درختان قطور چنار ۴۰۰ ساله و نیز چشمه هایی که در مرکز و اطراف باباامان جوشیده اند نیز بر زیبایی های خدادادی باباامان افزوده اند.
چشمه اصلی باباامان از ۴ نقطه درون تپه می جوشد و در ثانیه ۳۵ تا ۴۰ متر مکعب آبدهی دارد و آب آن به درون استخرهایی می ریزد که با اختلاف سطح نسبت به هم ساخته شده اند تا آبشارهای مصنوعی ایجاد کنند.آب این چشمه ها جزو دسته آب های سولفاته کلسیک و سدیک می باشد و مصرف آن صفراآور، ملین و تسهیل کننده اعمال گوارشی و دافع سموم است.
در دامن تپه ها و درختان انبوه باباامان تاسیساتی از جمله رستوران، متل، پارک بازی کودکان، نانوایی و نمایشگاه های فصلی صنایع دستی این استان دایر است.
همچنین روی تپه باباامان محلی به نام قوری و سماور وجود دارد که آنجا محلی برای استراحت کوتاه مدت و نوشیدن چای ساخته شده و علت نامگذاری آن وجود نمادی بزرگ از قوری و سماور بزرگ به ارتفاع بیش از۴ متر است.
از دیگر جاذبه های باباامان وجود شاخه ای از رودخانه اترک است که از کنار آن می گذرد، وجود این رودخانه باعث شده تا علاقه مندان به ماهیگیری از آن استفاده ببرند.
همچنین چند استخر پرورش ماهی قزل آلا درقسمتی از پارک وجود دارد که توسط بخش خصوصی اداره می شود و تبدیل به مرکزی برای ماهیگیری تفریحی و طبخ آن شده است.
از دیگر مناظر زیبای باباامان پارک حیات وحش پردیسان در زمینی به مساحت ۳۵۰ هکتار درغرب پارک تفریحی باباامان است که در آن تنوع گیاهی و جانوری خراسان شمالی یافت می شود.
جانورانی از جمله گوزن زرد، قوچ، میش، قوچ اوریال و آهو که از گونه های نادر و شاخص کشور می باشد برای تکثیر و آشنایی علاقه مندان در این پارک رها شده اند.

راز از شهرهای استان استان خراسان شمالی است که در بخش راز و جرگلان از توابع شهرستان بجنورد قرار گرفته‌است و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۵٫۲۲۷ نفر جمعیت داشته‌است [۱].


منطقه راز در حدود ۴۵ کیلومتری مرز ایران و ترکمنستان و به مسافت ۱۲۰ کیلومتری شمال بجنورد قرار دارد. راز درزمانهای قدیم جزء سرزمین نساو ابیورد بوده‌است و وجه تسمیه راز نیز به خاطر وجود انگورهای رز بوده[نیازمند منبع] که در دره‌ای که در حال حاظر وجود دارد وبه گویش محلی به دره رزندر معروف می‌باشد. راز دارای آب وهوای کوهستانی می‌باشد و مردم این شهر در محیطی با درآمد کافی که از دامداری و کشاورزی و باغات موجود در ابیدر و کشکیدر و ناحیه ججنوب غربی که در زبان رازی به جلگه معروف است زندگی می‌کنند

مردم شهر راز به گویش بومی فارسی خراسان که در محل «رازی» نامیده می‌شوند سخن می‌گویند.[۲] [۳]

از لحاظ تاریخی این شهر در دوران مختلف با عوامل طبیعی دچار تغیرات زیادی شده و هر از گاهی عواملی مثل سیل و زلزله بافت شهری و روستایی آن را به هم ریخته و گاهی جمعیت آن در طول تاریخ به ۵۰۰۰۰ هزار نفر هم رسیده‌است.[نیازمند منبع]

به دلیل عدم وجود گاز شهری دراین منطقه مردم این منطقه جهت پخت وپز از نفت وکپسول گاز استفاده می‌کنند بیشتر شغل افراد دراین منطقه دامداری، کشاورزی و باغداری میباشد.

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی !

دوباره شب شد و من بیقرارم
کانکت کن زود بیا در انتظارم
بیا من آمدم پای مسنجر
شدم محسور از آوای مسنجر
بیا هارد دلت را ما ببینیم
گلی از گنج هوم پیجت بچینیم
بیا ایکن نمای بی نشانم
که من جز آدرس میلت ندارم
بیا فرهاد باز بی تو غش کرد
و حتی هارد دیسکم هم کش کرد
بیا ای عشق دات کام عزیزم
به پای تو دبلیوها بریزم
مرا در انتظار خویش مگذار
و یا ز اندازه آن بیش مگذار
بیا ای حاصل سرچ جهانی
بیا اجرا کن آن فایل نهانی
بیا در دل تو را کم دارم امشب
حدودا'' صد مگی غم دارم امشب
اگر آیی دعایت مینمایم
دعا تا بی نهایت مینمایم
اگر آیی دعای من همین است
و یا نقل به مضمونش چنین است
مبادا لحظه ای دی سی شوی یار
جدای از آن پی سی شوی یار
مبادا نام ما را پاک سازی
و کاخ آرزو ها را خاک سازی
بمان تا جاودان اندر دل من
بمان تا حل شود هر مشکل من

اگه تیپ بزنیم بریم سر کار
میگن ببینم با کی قرار داری؟

اگه لباسهای معمولی بپوشیم
میگن تواصلا'' سلیقه نداری

اگه زیاد بگیم دوستت دارم
میگن باز چه نقشه ای تو سرته

اگه نگیم دوستت دارم
میگن پای کسه دیگه ای وسطه

اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم
میگن به من اعتماد نداری

اگه زنگ نزنیم
میگن انگار سرت خیلی شلوغه

اگه تو خونه زیاد بخندیم
میگن دیونه شدی

اگه کم بخندیم
میگن بخت النحس

اگه شام بخواهیم
میگن فقط فکر شکمشه

اگه شام نخواهیم
میگن ذلیل مرده شام با کی کوفت کردی

نامه ای عاشقانه ولی تبلیغاتی

این نامه رو کسی نوشته که صبح تا شب جلوی تلویزیون بوده وتنها سرگرمیش هم این بوده که بشینه و تبلیغات قشنگ تلویزیون رو از اول تا آخر نگاه کنه .خودتون بخونین عاقبت چنین آدمی چی می شه

سلام

سلامی که گرمای آن از مهیاگاز و کیفیت سینجرگاز و نوع آوری نیک کالا با ضمانت 5 ساله امیدوارم صمیمانه بوسه مرا پذیرا باشی و آنرا با چسب دوقلوی 5 دقیقه ای جلاسنج به لبانت بچسبانی. امشب با تمام غمهایم کنار مهیا گاز نشسته ام و با خودکار بل این نامه را می نویسم زیرا این نام نیک است که می ماند، هنگامی که از من جدا شدی و آن نگاه سرد را از من گذراندی این فقط ضد یخ کاسپین بود که پیکر یخ زده ام را آب کرد و این بیمه آسیا و ایران بود که آسایشم را فراهم کرد، همانطورکه نیاز امروز پشتوانه فردا است باید اعتراف کنم که نگاهت اثر عجیبی بر کاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم می خواهد بر قله بینالود سفر کنیم و در لابلای کوه های سر به فلک کشیده بهانه نمکی بخوریم. بیا تا راه سخت و طاقت فرسای زندگی را با پژو پرشیای جدید که افتخار ملی است آغاز کنیم و با روغن ترمزهای سپهر و فومن شیمی آسوده خاطر سفر کنیم. بیا تا پیچهای زندگی را با ابزار مهدی باز کنیم و عشقمان را با ساختمان از پیش ساخته شده ی بانک مسکن بهتر آغاز کنیم و سقفش را ایزوگام شرق کنیم. و آن را با کاغذ دیواری نائین زینت دهیم و مانند خانه سبز همه اش را سبز کنیم و اتاقهایش را با فرش محتشم کاشان و ستاره کویر یزد رنگین کمان کنیم

بیا تا دلهای سوخته مان را با کرم ضد آفتاب ب ب ک مرهم بگذاریم، بیا روزهایمان را با خمیر دندان داروگر 2 که حاوی فلوراید است آغاز کنیم و عشقمان را با صدای بلند از دل دوو پخش جدید پارس پخش کنیم و اشکمان را با دستمال کاذغی نرمه پاک کنیم.بیا تا دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد

خانم ها مثل رادیو هستند :
هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند.

خانم ها مثل شبکه اینترنت هستند :
از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند.

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید.

خانم ها مثل موتور گازی هستند :
پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل لیمو شیرین هستند :
اول شیرین و بعد تلخ می شوند.

خانم ها مثل موبایل هستند :
هر وقت کاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند.

خانم ها مثل گچ هستند :
اگر چند دقیقه مدارا کنید آنچنان سخت می شوند که هیچ شکلی نمی گیرند.

خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :
هر از چند سالی یکبار سن آنها صفر می شود.

خانم مثل فلزیاب هستند :
هرگاه از نزدیکی طلافروشی رد می شوند عکس العمل نشان می دهند

شنبه
مرد : امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین ، امروز قراره من و زری با هم بریم «فال قهوه روسی یخ زده» بگیریم . میگیند خیلی جالبه ، همه چی رو درست میگه . به خواهر شوهر زری گفته « شوهرت برات یه انگشتر بزرگ میخره » خیلی جالبه نه ؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

یکشنبه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین ، امروز قراره من و زری بریم برای کلاسهای «روش خوداتکایی بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنیم . هم خیلی جالبه ، هم اثرات خوبی در زندگی زناشوئی داره . تا برگردم دیر شده . سر راه یه چیزی از بیرون بگیر و بیا

دوشنبه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین امروز قراره من و زری با هم بریم «شو»ی «ظروف عتیقه» . میگن خیلی جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر و بیار

سه شنبه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین امروز قراره من و زری با هم بریم برای لباس مامانم که برای عروسی خواهر زری میخواد بدوزه دگمه انتخاب کنیم . تو که می دونی فامیل مامانم اینا (!) چه قدر روی دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیا

چهارشنبه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین ، امروز قراره من و زری بریم برای کلاس «بدنسازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنیم . همسایه زری رفته ، میگه خیلی جالبه . ترمپت هم میگند خیلی کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر و بیار

پنجشنبه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببین ، امروز قراره من و زری بریم با هم خونه همسایه خاله زری که تازه از کانادا اومده . میخوایم شرایط اقامت را ازش بپرسیم ، من واقعا'' از این زندگی خسته شدم . چیه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر و بیا

جمعه
مرد : عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟
زن : ببینم ، تو واقعا'' خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم ، واقعا'' نمی دونم به شما مردهای ایرانی چی باید گفت؟ نه واقعا'' این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار ببره بیرون ؟

اکراین: 1 تونس: 0

گزارشگر این بازی که تا به حال او را ندیده بودیم (یعنی صدایش را نشنیده بودیم) خیلی اصرار داشت به بازی هیجان بدهد طوری که مثلاً وقتی تونسی‌ها در زمین خودشان توپ را به هم پاس می‌دادند، انرژی، حرارت و تن صدایش دقیقاً به اندازه‌ای بود که انگار تونسی‌ها توپ را در محوطه جریمه اکراین پاس می‌دهند. این دو جمله قصار هم از تراوشات ذهنی ایشان است:
1- حالا توپ از «دهانه دروازه» تونس بیرون می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آد!
2- این بازیکن اکراینی هم قدرت حمل توپ رو داره!



اسپانیا:1 - عربستان صعودی: 0

آراگونس (سرمربی اسپانیا) در یک اقدام جالب به جای 11 بازیکن اصلی، بازیکنان ذخیره‌اش را به زمین مسابقه فرستاد و کاپیتان تیم ملی اسپانیا حتی یک دقیقه هم بازی نکرد.
در شهر شایعه شده که برانکو پس از مشاهده این بازی و حوادث رخ داده در ابتدای همین متنی که خواندید با تعجب گفت: «نه... مگه می‌شه؟» و تا همین الان هم که شما این مطلب را می‌خوانید دنیا را از پشت یک لایه کف می‌بیند!
راستی یکی از جراید درباره این بازی نوشت: «اسپانیایی‌ها هر کاری خواستند با یاران پاکیتا (سرمربی عربستان) کردند!» سوءتفاهم نشود منظور آنها از هر کاری همان دریبل و تو سر توپ زدن و یه پا دو پا کردن و گل زدن بوده!


ایتالیا 2 – جمهوری چک 0

ایتالیا در یک بازی جذاب جمهوری چک را که در بازی اولش شایستگی‌های زیادی از خود به نمایش گذاشته‌بود، از جام جهانی 2006 حذف کرد.
گزارشگر این بازی هم مثل بیشتر گزارشگرهای این دوره از رقابتها، با طنزهای کلامی‌اش نشان داد که علاوه بر برخی از سیاستمداران، صنف گزارشگرها هم پس از تعطیلی هفته‌نامه گل‌آقا سعی می‌کنند اوقات مردم ایران را شیرین کنند!
مثلاً:
1- وقتی بازیکن ایتالیا گلزنی کرد و هم تیمی‌هایش ریختند سرش، گزارشگر بازی گفت: حالا اونجا بازیکنی که گل زده را می‌زنند... معلوم نیست اگر گل نمی‌زد چه کارش می‌کردند!
جواب: هیچی! در بازی بعدی هم فیکس بود تا رکورد بازیهای ملی‌اش را افزایش دهد!
2- پس از آنکه داور یکی از بازیکنان چک را اخراج کرد، گزارشگر که کمی هم تمایلات جمهوری‌چک خواهانه داشت، اعتراض کرد که داورها رحم و مروت ندارند و خیلی زود کارت می‌دهند!
3- وقتی چک‌ها گل دوم را خوردند، آقای گزاشگر گفت: قبل از شروع بازیها بعضی از کامپیوترها پیش بینی کرده‌بودند جمهوری چک حتی تا پای قهرمانی هم بالا می‌آید. مثل اینکه چک‌ها هم از همان کامپیوترهایی استفاده کردند که مسئولان فدراسیون فوتبال ما قبل از بازیهای جام جهانی از آنها استفاده می‌کردند!

ایران 1 – آنگولا 1

تیم ملی کشورمان با کسب بهترین نتیجه حضورش در جام جهانی از این رقابتها خداحافظی کرد. جا دارد به خاطر همین مساوی که شده به تمدید قرارداد با برانکو فکر کنیم!

گزارشگر این بازی فردوسی‌پور بود که خداوکیلی طنزهای کلامی‌اش جگر بسیاری از ایرانیان را خنک می‌کند!
از جمله اینکه:
1- آنگولایی‌ها خوب ضرباتشان را از کنار دروازه ما بیرون می‌زنند!
2- واقعا کسی از تعویض‌های برانکو سر در نمی‌آورد!
3- برهانی با نوک بینی توپ را کنترل می‌کند!
4- حالا دایی توپی را که به او می‌رسد با سر از جلوی دروازه آنگولا دور می‌کند!
5- در این لحظه پدیده جام ] شجاعی[ اجباراً وارد زمین می‌شود!
6- دایی خیلی دوست دارد در این بازی گل بزند!

و اما حواشی بازی:

1- یک بازیکن آنگولایی روی کعبی چنان خطایی کرد که قطعا فیگو در اولین فرصت او را یک ماچ آبدار می‌کند!
2- انگار عادل بازی را به وسیله بیسیم جنگی گزارش می‌کرد، از بس که خش‌خش و صداهای مزاحم به گوش می‌رسید، و البته گاهی هم خط رو خط می‌شد!
3- وقتی توپ آنگولایی‌ها در یک حمله از کنار دروازه بیرون رفت، برانکو زد روی زانویش و سرش را به چپ و راست تکان داد!

نکته:
بد نیست بدانید قبل از بازی برانکو گفته‌بود شکست آنگولا کار آسانی نیست. میرزاپور هم گفته‌بود در جام جهانی همه تیم‌ها انگیزه دارند. واقعا ای کاش ما هم جزو«همه تیم‌ها» بودیم!
راستی! شاهرودی قبل از این بازی در یک گفتگوی مطبوعاتی گفته‌بود: جای کریمی بودم برانکو را می‌زدم!
ما ایرانیها ملت عجیبی هستیم. یک روز تصمیم می‌گیریم از یک نفر تحت هیچ شرایطی انتقاد هم نکنیم، روز دیگر اگر گیرمان بیاید زیر کتک لهش می‌کنیم!


... و ما چه آسان مردیم/ خسرو نقیبی
حذف شدیم که شدیم. / لولیان/ نگار مفید
تیم ملی فوتبال ایران، اعتبار ملی را در جهان نابود کرده است/ ماری مهرمند
ایران-آنگولا: شکایت از روزگار، هوا و دیگر قضایا/ سولوژن
یادداشتهای فوتبالی امید معماریان: درهر سه بازی تیم ملی فوتبال، آنچه به نظرم خیلی عذاب دهنده بود، این کمبود اعتماد به نفس بود واین عصبانیت.
خداحافظ آلمان!/ سرزمین رویایی
ایران خیال مکزیک را راحت کرد/ سی نت مگ/ احمد شاهوند
یاغی ( درباره علی کریمی) / وبلاگ بی بی سی فارسی/ سینا مطلبی
کودکانه های تیم ملی/ مازیار ناظمی


رحمان رضایی: تیم ما در حد جام جهانی نبود / بین بازیکنان اختلاف وجود داشت/ مهر
کریمی: افراد دیگری برای برانکو تصمیم می گیرند / از من نخواستند بازی کنم/ مهر
و برانکو : ما شایسته پیروزی بودیم / کریمی خودش نخواست بازی کند/ مهر
علی کریمی در واکنش به اظهار نظر برانکو ایوانکوییچ: هنگام گرم کردن احساس درد کردم، گفتم که بازیکن جوانی جانشین من شود/ ایسنا
دادکان برکنار شد، تربیت بدنی از طرف فدراسیون از مردم عذرخواست، جانشین شنبه اعلام می شود/ مهر
گزارش تصو یری/ خداحافظی تماشاگران ایرانی با جام جهانی/ مهر
علی دایی: شاید در جام جهانی 2010 حضور داشته باشم!/ انتخاب
سهراب بختیاری زاده: خوشحالم گل زدم ، از تمام تماشاگران ایرانی متشکرم/ ایسنا
مهدی مهدوی‌کیا: ایوانکوویچ مقصر اصلی شکست‌ها نیست/ ایسنا
نگاهی به سه دوره حضور ایران در جام‌جهانی/ ایسنا




انگلیس 2 – سوئد 2

انگلیس باز هم در مقابل زردپوشان سوئدی بدشانسی آورد و متوقف شد؛ اما توانست از گروهش صعود کند. (خوش به حالشان!)

امشب به جای گزارش بازی برای کارشناسی صحنه‌های حساس در خدمت ممد آقا ( یکی از اساتید این رشته که میوه فروشی دارد و به صورت پاره وقت کارشناس فوتبال هم هست) هستیم:

ممدآقا در این صحنه که بازیکن سوئدی روی پای بازیکن انگلیسی تکل رفت، ایا خطایی صورت گرفت؟
خیر آقا... بازیکن سوئدی یک ضربه خیلی یواش به قلم پای بازیکن انگلیسی زد و اگر ما این حرکت را خطا بدانیم، لگد کعبی به فیگو می‌شود اقدام به قتل غیرعمد!
ممد جان، اینجا که توپ به تیر دروازه خورد، آیا از خط دروازه هم رد شد؟
البته از آنجایی که من روی مبل لم دادم و نسکافه‌ام را می‌خورم، نمی‌شود به دقت نظر داد، ولی در مجموع می‌توان قضاوت داور را کمی تا قسمتی مثل گلابی لک دار دانست که باید کمپوت شود و گرنه روی دست فیفا باد می‌کند!
در ضمن به نظرم اگر تیرک دروازه ما هم به کلفتی مال انگلیسی‌ها بود، چه بسا الان رفته بودیم دور بعد!
مرسی ممد جان! به امید اینکه در جام 2010 بچه‌ها باز هم حماسه خلق کنند و تو هم اجازه بدهی از این به بعد میوه‌هایم را سوا کنم، بگو ببینم ایا این صحنه که وین رونی پس از تعویض با مشت به نیمکت ذخیره‌هاشان زد، کارت زرد نداشت؟
به نظر من رونی با این کار می‌خواست ادای بعضی از بازیکنان ما را دربیاورد که البته این جور هنرها فقط نزد ایرانیان است و بس!
مرسی ممد جون! تحلیلت هم مثل پرتقالهایت حرف ندارد!


اوکراین 4 – عربستان 0

در ادامه(!) قصد داریم حواشی بازی بدون آفساید عربستان و اوکراین را در صفحه آفساید بررسی کنیم. در این دیدارعربستان با دریافت 4 گل حداقل ما را به نتایج تیم ملی‌مان امیدوار کرد. خلاصه عربستان مرد تا ما به تب راضی شویم!

خوشبختانه گزارشگر بازی به اندازه کافی سوژه برای مطلب فراهم کرد، از جمله اینکه:

1- در صحنه‌ای که شوچنکو چند مدافع عربستانی را جا گذاشت گفت: شوچنکو از شکاف مدافعان عربستان عبور کرد!
ولی ما هر چه گشتیم در هیچ کدام از مدافعان عربستانی نه تنها هیچ شکاف بلکه حتی یک ترک هم پیدا نکردیم!

2- وقتی یکی از بازیکنان عربستان وارد زمین شد، آقای گزارشگر از تماشاگران اجازه گرفت که او را مالک صدا کند!

3- با استفاده از معلومات بیکران گزارشگر بود که فهمیدیم در اکراین به سرگئی می‌گویند سرهه ئی! البته گویا منظور ایشان دورگه‌های اوکراینی- هندی بوده!

4- در صحنه‌ای استثنایی دروازه‌بان عربستان کله یکی از مهاجمان اکراینی را به جای توپ مشت کرد!


اسپانیا 3 – تونس 1

بازی سرعتی که می‌گویند این بود؟ یا تلویزیون ما روی دور تند نشان می‌داد؟


کره جنوبی 1 – فرانسه 1

چشم بادامی‌ها با تساوی مقابل فرانسه ما را متوجه این واقعیت کردند که چه زود از جام جهانی خداحافظی کردیم. به قول گزارشگر بازی، فرانسوی‌ها هم با این تیم و این بازی به جای جام باید به فکر سابیدن کشک باشند!

و اما حواشی بازی:

1- در جریان بازی گزارشگر گفت: مسلما زیدان با چند سال پیش متفاوته، ولی هنوز محبوب کشورشه.
گرفتید که گزارشگر می‌خواست به کجا بزند؟
2- اسامی نود درصد بازیکنان کره‌ای مشتقاتی از کین، جین و لی بود!
3- احتمالا گزارشگر بازی برای دلداری هموطنانش که تیمشان زود از جام جهانی حذف شده، مرتب از بازی کره‌ای‌ها ایرادهای بنی اسرائیلی می‌گرفت!
4- بین دو نیمه بازار تبلیغات سی‌دی‌های ارائه شده توسط شرکتهای وابسته به صدا و سیما داغ بود و ما شاهد قرعه‌کشی‌هایی با جوایز کلان و جایزه بده بیچاره‌کن( در حدود ده دوازده هزار تومان) بودیم. آن وقت ما به جای در آوردن بسته‌های فرهنگی در حمایت از تیم ملی، جام جهانی و خودمان، نصفه شبی نشسته‌ایم آفساید می‌نویسیم!
5- در طول بازی زیدان مرتب با بازوبندش ور می‌رفت و گزارشگر ضمن گیر دادن به او معتقد بود که زیدان انرژی زیادی صرف صاف و صوف کردن بازوبندش می‌کند!



پرتغال 2 – ایران 0

حتی عدم حضور علی دایی در تیم ملی و بازی با انگیزه بقیه بچه‌ها هم نتوانست به حذف نشدن ایران از جام‌جهانی کمکی کند! میرزاپور چند بار توپهای مهاجمان پرتغالی را گرفت و در صحنه گل اول توپ را با کمال توجه و نگاه بهت‌آور تا تور دروازه مان هدایت کرد.
نکته: دروازه‌بان ما تا دلت بخواد به توپهایی که داره می‌ره تو گل توجه می‌کنه!
در هر حال تیم ملی ایران بدون اینکه از نیروهای جوان و تازه نفسش استفاده بهینه‌ای کرده باشد، از جام جهانی خداحافظی کرد. علی دایی هم می‌تواند در بازی با آنگولا حضور پیدا کند تا رکورد بازیهای ملی‌اش بهبود یابد. (بلکه با حصول بهبودی کامل بی‌خیال تیم ملی شود!) و اما حواشی بازی:

1- عادل فردوسی‌پور بدجوری به مانیش گیر داده‌بود. اول اینکه روی ش آن تشدید می‌گذاشت و دوم آنکه ده دقیقه بعد از اینکه این بازیکن از زمین خارج شده ‌بود، باز می‌گفت توپ رسید به مانیش!
2- پس از تعویض علی کریمی حتی صدای عادل هم درآمد و هرچند دقیقه یک‌بار مراتب تعجبش از این تعویض را اعلام و جای علی کریمی را در صحنه‌های حساس خالی می‌کرد!
3- کعبی با استوک‌اش روی لپ فیگو یادگاری حک کرد تا این بازیکن پرتغالی بتواند پز جای استوک کعبی را به بچه‌محلهایش بدهد!
4- تیم ما تا گل نخورد به فکرحمله نمی‌افتد، برانکو هیچ کس را تعویض نمی‌کند، بچه‌ها غیرتی بازی نمی‌کنند و پاسها به هدف نمی‌رسند. پس آقایان تیمهای حریف، لطفا دقیقه 2 به ما گل بزنید، مرسی!
5- وقتی سوت پایان بازی به صدا درآمد، عادل خان با جام جهانی و برانکو خداحافظی کرد. حیف که داشتیم دسته جمعی بازی را تماشا می‌کردیم و نفهمیدم با کس دیگری هم خداحافظی کرد یا نه!
6- این گلنسا از اول بازی گفت اگر خطیبی و زندی وارد بازی شوند و کریمی و مهدوی‌کیا روی دروازه حریف توپ بفرستند، تیم ما تهاجمی‌تر می‌شود. با اتفاقاتی که بعد از تعویض افتاد، ما همه تصمیم گرفتیم گلنسا را به عنوان مربی تیم ملی به فدراسیون پیشنهاد کنیم؛ اول اینکه شاید تیم ما چهار سال دیگر بهتر در جام جهانی بدرخشد(!)، دوم اینکه آن وقت ما بعد از بازی به جای اینکه آفساید بنویسیم، می رویم خانه استراحت می‌کنیم و خوانندگان هم یک نفس راحت می‌کشند!

بعدالتحریر: تیم ایران حذف شد. از همین الان بازگشت ظفرمندانه اعضای تیم، فراموشی فدراسیون، انتخاب مربی ایرانی برای دو سال، حذف تیم ملی در جام ملتهای آسیا، آوردن یک مربی درجه هشت ( احتمالا ز کشور کرواسی) و صعود تیم ملی به جام جهانی 4 سال بعد با بیست خروار اما و اگر را تبریک و تسلیت عرض می‌نماییم!

ازیاد نبریم که دیدن فوتبال و کیلو کیلو حرص خوردن هم حق مسلم ماست!

خداحافظ جام جهانی!/ گزارش تصویری/ بازتاب
خداحافظی تلخ و زود هنگام ایران با جام جهانی/ انتخاب
وحید هاشمیان'' : ‪ ۴۵‬دقیقه دویدن کافی نیست / ایرنا
اسکولاری : به تیم ملی فوتبال ایران احترام می‌گذارم / ایرنا
''دکو'' : ایران حریفی سخت برای پرتغال بود / ایرنا
''برانکو ایوانکوویچ'': پس از جام جهانی ایران را ترک خواهم کرد / ایرنا
''مرتضی محصص'' : تعویض ''علی کریمی'' توجیه فنی نداشت / ایرنا
حواشی دیدار ایران و پرتقال/ مهر
برانکو: امیدوارم وداع پر افتخاری با جام جهانی داشته باشیم/ مهر
فریدون زندی: می توانستم از اول بازی کنم / تیم جدیدم را هفته آینده معرفی می کنم/ مهر
هاشمیان: تیم ملی به خاطر ضعف بدنی از جام جهانی حذف شد / پیروزی حق پرتغال بود/ مهر
گزارش تصویری/ حضور تماشاگران و علاقمندان تیم ملی ایران در تهران و آلمان/ مهر
اسکولاری: ایران تیم با کیفیتی بود / فقط توانستیم از فرصت ها استفاده کنیم/ مهر
گل محمدی به بیمارستان منتقل شد / یحیی بازوبند کاپیتانی را با خود برد/ مهر
مهدوی کیا: جام جهانی برای ما تمام شده است / پرتغال مستحق پیروزی بود/ مهر
اسکولاری: سه بازیکن ایران کنار بروند، جزو دو تیم قدرتمند منطقه‌ی خود می‌شود/ ایسنا
گزارش تصویری: در حاشیه بازی فوتبال بین تیمهای ملی ایران و پرتقال - میدان ونک/ ایسنا
گزارش تصویری دیدار فوتبال تیم‌های ایران و پرتغال/ آلمان/ ایسنا
گفتگوی ایسنا با کارشناسان:
جلالی: بازیکنان ایران به یک اندازه فدارکاری نمی‌کردند
مناجاتی: مربی در جام‌جهانی باید جسارت داشته باشد
دکتر خبیری: هشت سال پیش به صفایی فراهانی گفتم که برانکو فقط مربی آسیا است
ناصر ابراهیمی: انتقاد غیزمنطقی نکنیم، سطح پرتغال بالاتر بود
بهرام عاطف: نماینده‌ی خوبی برای آسیا نبودیم
برانکو: تعویض علی کریمی بدلیل مصدومیتش بود / ایسنا
درخشان: فدراسیون فوتبال عامل شکست ما در جام جهانی بود / مهر
گلمحمدی به بازی با آنگولا نمی رسد / مهر
برانکو: پیشنهادی برای مربیگری ندارم/ برای ماندن در ایران صحبتی نکردم/ مهر
گلمحمدی: روی فیگو پنالتی نکردم/ مهر
رسول خطیبی: پرتغال مشکل تاکتیکی داشت! / مهر
پیروانی: برانکو تنها برنده این جام جهانی/ مهر
لیسبون آخر دنیا است !/ اهورا/ مجید ضرغامی
جواد زرینچه: به نام پرتغال باختیم / ایرنا
تذکر شش نماینده‌ی مجلس به رییس جمهور: بررسی نتایج ضعیف و برکناری فوری سرمربی تیم ملی و مسوولان فدراسیون فوتبال/ ایسنا
حق فوتبال ایران چیست؟ / سینا مطلبی/ وبلاگ بی بی سی فارسی
تلویزیوت سوئیس: ایرانیها اعتماد به نفس نداشتند/ ایسنا
''ایران چیکارش میکنه؟ آب پرتقالش میکنه'' / عکس نوشته های منصور نصیری
داشتیم قهرمان می شدیم / دفترچه بی مخاطب/ حنیف مزروعی
فوتبال در تحریریه اعتماد ملی/ حرفه، خبرنگار/ فهیمه خضر حیدری
تماشای فوتبال با وزنه بردارها، رضازاده و باقری/ کسوف/ آرش عاشوری نیا













هلند 2- ساحل عاج 1

باز هم یک تیم آفریقایی ثابت کرد تیم‌های این قاره در جام هجدهم حرفها و گلهای بیشتری برای زدن دارند تا تیم‌های آسیایی.

و اما حواشی بازی که منجر به حذف تیم‌ ساحل عاج ( با توجه به نتایج سایر بازیها) شد:

1- به احتمال زیاد تیم مورد علاقه استاد کیمیایی ساحل عاج و بازیکن محبوبش هم دروازه‌بان این تیم با نام خانوادگی تیزی است!
2- گزارشگر محترم بازی برای شرح صحنه‌ خطای بازیکنان یکی از دو تیم از این اصطلاح استفاده کرد:«حالا در آن قسمت زمین فعل و انفعالاتی صورت می‌گیرد!» خلاصه اگر کسی این گزارش را از رادیو می‌شنید، فکر می‌کرد گزارش مستقیم انجام یک آزمایش شیمی پیچیده است!
3- اصطلاح « کارتی زرد برای هلندیها شکل گرفت» هم توسط گزارشگر این بازی ابداع شد تا معلوم شود کارت زرد هم مثل کهکشان راه شیری و کلا جهان هستی طی فرایندی اعجاب‌آور و عظیم شکل می‌گیرد و به این راحتی‌ها از جیب داور در نمی‌آید!
4- گزارشکر بازی در پیش‌‌بینی نوستراداموس‌واری گفت که هلند به فکر بازی با تیم اول یا دوم گروه ایران و روبه‌رو شدن با یکی از دو تیم مکزیک و پرتغال است. البته این پیش‌بینی در راستای حمایت از تیم ملی بود. از چه جهتی؟ توضیحاً عرض شود که در زمینه‌های حمایتی، جهت و نحوه بیان مهم نیست، بلکه نیت گوینده مهم است!
5- این را هم بگویم که لال از دنیا نروم! در خبرها آمده‌بود که برانکو اعلام کرده تیم ملی در بازی با پرتغال با همان ترکیب بازی با مکزیک به زمین می‌رود، علی دایی گفته مردم از او توقعات بیجا دارند که در هر بازی گل بزند( که البته ما فکر می کنیم ایشان شکسته نفسی کرده اند، ای بابا چه توقعی! ) و سرمربی تیم ملی به میرزاپور به خاطر اینکه در طول سالهایی که دروازه‌بان ایران بوده فقط چندبار اشتباه کرده، تبریک گفته. با این حساب از همه مطبوعات، صداوسیما، مردم همیشه در صحنه و... می‌خواهیم بیش از این تیم ملی انتقاد نکنند چون این انتقادها در عزیزان تیم ملی که تاثیری ندارد، گویا تنها نتیجه‌اش صرف انرژی، فونت، کاغذ، آدرنالین و به هم ریختن اعصاب خودمان است!
پس بیایید حداقل با خودمان مهربانتر باشیم!


انگلیس 2 – ترینیداد و توباگو 0

چیزی نمانده‌بود که انگلیس قربانی بازی تدافعی ترینیداد وغیره شود که تعویضهای اریکسون ( برخلاف تعویضهای برانکوی عزیز) جواب داد و شاگردان اریکسون با دو گل این تیم سرسخت آفریقایی را شکست دادند.

و اما حواشی بازی:

1- کراوچ، بازیکن قدبلند تیم ملی انگلیس، با وجود اشتباهات مکررش و میزان تعصب تماشاگران انگلیسی، اگر گل اول را برای تیمش به ثمر نمی‌رساند، علاوه بر قد و قواره از جنبه‌های دیگر هم شبیه علی دایی خودمان می‌شد.
2- فردوسی‌پور میزان دقیق ثروت بکهام را اعلام کرد: 100 میلیون یورو! خلاصه این فوتبالیستها اگر بتوانند ماموران مالیات را هم با زیرکی بپیچانند، از پس فردوسی‌پور برنمی‌آیند!
3- زمانی که تیم ملی انگلیس هنوز به گل نرسیده‌بود، فردوسی‌پور با لحن دلسوزانه‌ای درباره اریکسون گفت:« اون می‌دونه اگه تیمش نبره چه فشاری رو باید تحمل کنه!»
بیت:
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصه‌ات می‌گیره وقتی می‌دونی و می‌بینی!


اسپانیا 4 – اکراین 0

این بازی را به جرأت می‌توان جذابترین بازی جام‌جهانی لقب داد. البته آدم با دیدن این بازی نسبت به توزیع ناعادلانه گل در جام‌جهانی شاکی می شود و با خوش می‌گوید چرا باید یک تیم چهار تا چهار تا گل بزند و ما در حسرت گل خودخوری و ناخن‌خوری کنیم!

و اما حواشی بازی:

1- نمی‌دانم باید در حق فردوسی‌پور دعا کرد یا... نکرد که تخم لق آمارهای خفن از بازیکنان و تیمها را در دهان گزارشگران صداوسیما شکست! نمونه‌اش هم گزارشگر همین بازی که برای عقب نماندن از ارائه آمار ریز اعلام کرد آبجی یکی از بازیکنان اکراین که گویا دخترخانم معقول و متینی هم هست، کاپیتان تیم بسکتبال اکراین است! در ضمن کاشف به عمل آمد عروسی یکی از بازیکنان هم به بعد از جام جهانی موکول شده!
2- قبلا با دیدن صحنه‌های تکراری گلهای قبلی می‌فهمیدیم باز دوربین آلمانیها روی یک مورد خاص زوم کرده، ولی در این بازی گویا برادران صداوسیما دیر جنبیدند و قبل از انداختن صحنه گل قبلی اسپانیا روی خانم مورد زوم واقع شده، به قاعده چند صدم ثانیه ما ایشان را دیدیم؛ که ای کاش نمی‌دیدیم و در همین بی‌خبری و جهل مرکب می‌ماندیم!
3- این هم از جملات قصار گزارشگر بازی: « تیم اسپانیا نیمکت خوبی هم داره!»
4- گزارشگر بازی گفت تمبر شوچنکو در اکراین چاپ شده؛ حتی فکر اینکه تمبر آدم هم مرتب توسط کاربران پستی تف مالی شود، یک جوری است، نه؟


فرانسه 0 – سوئیس 0

دیدار این دو تیم از کسل‌کننده‌ترین بازیهای جام‌جهانی بود و امیدواریم گزارش ما به خنکی بازی نباشد. ( خلاصه درجه برودتش یا بیشتر باشد، یا کمتر!)

چون در جریان بازی اتفاق خاصی نیفتاد، بنابراین مجبوریم به گزارشگر محترم کمی گیر بدهیم:

1- ایشان درباره یکی از بازیکنان سوئیس گفت: او مغز متفکر مرکز زمین سوئیس است.
این خارجی‌ها از بس به مقصد کشورشان فرار مغزها شده، برای هر تکه از زمینشان مغز متفکر دارند، وای به حال بقیه جاهایشان!
2- در صحنه دیگری از بازی که داور به فاصله چند دقیقه به دو بازیکن سوئیس کارت زرد داد، گزارشگر گفت: داور تا به حال دست به کارت نشده ‌بود اما از این به بعد دارد راه‌به راه کارت می‌دهد. ببینید گنجینه فرهنگ لغات نسل سوم تا کجا رفته!
3- ترزگه کنار زمین خودش را گرم می کرد که گزارشگر گفت: ترزگه هم گوشه زمین دارد تقلا می‌کند! با این حساب حتما بقیه بازیکنها هم طفلکی‌ها وسط زمین جان می‌کندند!
4- بین دو نیمه مجری داخل استودیو با فردوسی پور که در آلمان حضور دارد تماس گرفت و ما فهمیدیم حال همه بروبچ تیم ملی خوب است. بله مثل اینکه برانکو بعد از باخت جوگیر شده و گفته دایی مصدوم شده. چون مصدوم( آن هم در ناحیه کمر) که تمرین نمی‌کند، زرده تخم مرغ می‌بندد به کمرش، یک گوشه می‌خوابد تا بازی با پرتقال!


در شهر خبری هست!

پس از باخت اون جوری تیم ملی فوتبال کشورمان از مکزیک در شهرهای مختلف ایران و آلمان اتفاقهای عجیب و غریب و حرفهای عجیب و غریب‌تری رخ داد و رد و بدل شد که در ادامه برخی از آنها را به نقل از جراید بررسی می‌کنیم:

برانکو گفت: «یک فرصت عالی در اختیار تیم مکزیک قرار دادیم و آنها هم از این فرصت استفاده کردند.»
- به این می‌گویند مربی درجه یک! چون اول فرصت در اختیار تیم حریف قرار می‌دهد بعد هم می‌آید در جمع خبرنگاران پزش را می‌دهد!


فیفا از لاولپه (مربی مکزیک) خواست روی نیمکت این تیم سیگار نکشد.
- اگر لاولپه که تیمش سه بر یک برده سیگار می‌کشد پس برانکو دیگر نباید به کمتر از قلیان خوانسار رضایت بدهد!

فوتبال فروش سینماها را نصف کرد.
- عوضش حرص و جوش خوردنهای ما را چهاربرابر کرد!

ایرانیان خشمگین مقابل هتل استقرار تیم ملی تجمع کردند و علیه دایی شعار دادند.
- و علی دایی هم برای دیدن این صحنه‌ها از بالکن اتاقش خم شده بود که یک دفعه کمرش گرفت و ...


برانکو اعلام کرد دایی از ناحیه کمر مصدوم شده و احتمالاً به بازی با پرتغال نمی‌رسد.
- آدم این روزها که برانکو را می‌بیند یاد پدر پسرشجاع می‌افتد!


جوانان خرمشهری برای بازنشستگی دایی دعا کردند...
- چون فهمیدند برای تعویض دایی فقط باید منتظر اقدامات غیبی بود!


باشگاه پرسپولیس از خرید میرزاپور منصرف شد.
- با این حساب در فصل آینده، میرزاپور فیکس تیم ملی است!


کارشناسان سازمان تربیت‌بدنی پیش‌بینی کرده بودند ایران با نتیجه سه بر یک از مکزیک می‌بازد.
- لطفاً نتیجه کارشناسی بقیه بازیهای تیم ملی را هم بفرمایید ببینیم باید خودمان را برای حرکات موزون روغن‌کاری کنیم یا قرص اعصاب بخریم!


چک 3- آمریکا 0

فبل از پرداختن به حواشی بازی توجه به یک نکته الزامی است:

پس از پیروزی جمهوری چک شایعه شده‌است جرج بوش برنامه حمله به این جمهوری را روی میز کارش قرار داهده، تا ندود و بقیه بازیکنان چک باشند که این طوری ابرقدرت جهان را سوراخ نکنند!

و حالا می‌پردازیم به حواشی بازی:

1- گزارشگر بازی از جمهوری چک به عنوان یک تیم باطراوت نام برد و در ادامه هم می‌خواست درباره خوشبو، لطیف و نرم و نازک بودن این تیم هم حرف بزند که خوب، وقت نشد.

2- وقتی یکی از بازیکنان چک مصدوم شد، گزارشگر بازی گفت: به عنوان یک بازیکن مصدوم شده برایش آرزوی سلامتی می‌کنیم.
واقعا بدون توضیح گزارشگر محترم، معلوم نبود ما بینندگان با این آی کیو اندک، با چه عنوانی می‌خواستیم برایش آرزوی سلامتی کنیم!

3- مربی چک شصت و هشت سال و چند ماهش بود. قابل توجه کسانی که می‌گویند فقط تا 8-37 سالگی می‌تواند در عالم فوتبال حضور داشت.



ایران 1 - مکزیک 3

چندین ماه همه مردم ایران، از بقال و سیرابی فروش و روزنامه‌نگار و اسفندی سر چهارراه گرفته تا مدیر و خانم خانه‌دار، دست به دست هم دادند و در راستای تقویت تیم ملی، هرکاری کردند تا سه بر یک به مکزیک ببازیم، آن هم چه باختنی!
خداوکیلی اگر این همه حمایت از نویسنده این مطلب می‌شد، چه بسا ممکن بود برود جام جهانی را به شیوه تام کروز در ماموریتهای غیر ممکنش بیاورد ایران!

و اما در حاشیه بازی یکشنبه شب:

1- طفلکی فردوسی‌پور نیمه اول بعد از گلی که گل‌محمدی زد از خوشحالی صدایش گرفته‌بود و نیمه دوم هم بعد از گلهایی که خوردیم، به همان حالت دچار شد.
2- فردوسی‌پور بعد از کارت زردی که تورنادو ( بازیکن مکزیک) گرفت، گفت بچه‌ها می ‌توانند به این بازیکن کمک کنند که کارت قرمز هم بگیرد.

علی دایی تیم ملی ایران را ناک اوت کرد / کاپیتان به تیمش فکر نمی کند/ مهر
رونالدو تعویض شد اما دایی... پریرا درس فوتبال و شهامت داد / ایلنا
گفت‌وگوی مفصل‌ ایوانکوویچ با خبرنگاران: به اشتباهات فردی باختیم؛ علی دایی مقصر نیست ، میرزاپور دروازه‌بان خوبی‌است/ ایسنا
برانکو:بازیکنان پرتغال آدم های فضایی نیستند / میرزاپور دومین اشتباهش را در پنج سال گذشته مرتکب شد
آندرانیک تیموریان: تیم ملی از روحیه بالایی برخوردار است / بازی با مکزیک را جبران می کنیم
مهرزاد معدنچی با تکل علی کریمی مصدوم شد



آلمان 4 - کاستاریکا2

1- وقتی لمان گل می‌خورد، الیور کان نیمکت‌نشین خیلی سعی می‌کرد قیافه‌اش ناراحت و غمگین به نظر برسد!
2- گزارشگر بازی آنقدر زد تو سر کاستاریکا که بازیکنان این تیم به رگ غیرتشان بر خورد و دو تا گل به آلمانها زدند.
البته غیرت ایرانی کجا غیرت کاستاریکایی کجا!
3-هر بازیکنی که گل زد گزارشگر محترم پته اش را ریخت رو آب و هفتاد میلیون ایرانی را در جریان آخرین اخبار زندگی‌اش گذاشت!
4- در پایان ازهمکاری تماشاچیان متعهد به خاطر رعایت حجاب لازم و کافی که باعث شد برادران صدا و سیما کمتر دست به قیچی شوند تشکر می‌کنیم!

پیروزی پرگل آلمان مقابل کاستاریکا/ مهر
پیروزی روحیه بخش آلمان/ ایسنا




انگلیس 1- پاراگوئه 0

1- این همه از خرافاتی بودن مکزیکی‌ها که جادوگر آوردند جام‌جهانی انتقاد کردیم، آن وقت گزارشگر بازی گفت این بازیکن انگلیس خیلی خوش ‌قدم است، هر وقت آمده توی بازی، انگلیس گل زده!
2- بازیکنان پاراگوئه آنقدر خطا کردند که سروصدای تماشاچیان عضو گروه فشار پای گیرنده‌ها هم در آمد!
3- استیون جرارد با زانو کوبید به پیشانی یک بازیکن پاراگوئه، بعد زانویش را گرفت و افتاد زمین. بازیکن پاراگوئه‌ای هم در کمال صحت و سلامت برایش دکتر صدا کرد!
4- آقای گزارشگر در یک اظهار نظر جانانه که کلیه متکلمان و سفسطه‌گران تاریخ را حیران کرد، گفت بکهام به جز سانترها و شوتها و کارهای تکنیکی خوبش در بقیه موارد بازیکن خارق‌العاده‌ای نیست!
5- علاوه بر زیرنویس و پیامهای بازرگانی اول و آخر و میان برنامه، حتی از تلویزیونهای داخل استودیویی که در آن درفاصله بین دو نیمه مفسران بازی را تحلیل می‌کردند هم آگهی تبلیغ سس و رب گوجه‌فرنگی و آب گرم‌کن پخش می‌شد!






آرژانتین 2- ساحل عاج 1

1- گزارشگر بازی وقتی حمله‌های متعدد ساحل عاجی‌ها روی دروازه آرژانتین را گزارش کرد ناگهان گفت: «این تیم داره آرژانتین رو اذیت می‌کنه و احتمالاً بقیه تیمهای گروه هشتم آزار می‌ده!» و به این ترتیب پس از پدیده‌های مردم آزاری، همسرآزاری، کودک آزاری و ... چشممان به پدیده تیم آزاری هم روشن شد!


2- دیگو مارادونای افسانه‌ای توپ توپ بود و با شور و شوق فراوان و چرخاندن پیراهن تیم ملی آرژانتین از روی سکوها تیم ملی کشورش را تشویق می‌کرد که: «یالا با دست گل بزنید!»


3- روزنامه‌های ورزشی به تیم ساحل عاج می‌گویند تیم فیلها... این اولین بار در طول تاریخ فوتبال و جام جهانی است که یک تیم براساس گونه غالب جانوری کشورش نامگذاری می‌شود!

- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-3 ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

8-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!

دعای ورود به تونل رسالت:
نحمدک الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنین ، هو معجزة وقع بید الابیضاء عبدک الکار درست المحمد الباقر القالیباف (دامة‌قالیه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نرید ان لا ریز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنین و نمیل ان لا نقف فی اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل فی الاتمام البرج المیلاد فهو کما مثل المیخ فی عین شهرنا و مثل السیخ فی حلق شهرنا. آمین یا رب العالمین.

ترجمه:
خداوندا، تو را حمد و سپاس می‌گوییم به خاطر افتتاح این تونل و شهادت می‌دهیم که این گشایش بعد از نه سال، معجزه‌ای است که به دستان سپید بنده کاردرستی از بندگان تو، به نام محمدباقر قالیباف از اهالی طرقبه شهر مقدس مشهد انجام یافت. خدایا از تو می‌خواهیم که این سقف دست کم تا سه سال نریزد و آرزومند آنیم که نمانیم در اول و وسط و آخر آن. خداوندا، گناهان ما را بیامرز و گناهان کرباسچی را که طراح این کانال بود و تمام شهردارانی که بعد از او آمدند و تمام عوامل و کارگران این تونل را و به حق آن، در افتتاح برج میلاد تعجیل فرما که این پروژه ناتمام مثل میخی در چشم و سیخی در حلق شهر ما مانده است. آمین یا رب العالمین.

بر خلاف عاشقان من عاشق زنهای پیرم
عهد کردستم که غیر از پیرزن یاری نگیرم
شاعران در دام زلف خوشگلان افتند دایم
لیک من بر موی اسپید کهن سالان اسیرم
من مگر دیوانه ام گردم به گرد خوبرویان
کز ادا و غمزه و اطوارشان هر دو بمیرم
نوجوانان تازه کار و قیمت عاشق ندانند
قدر من دانند پیران و شوندی دستگیرم
بر وفای خوبرویان نیست هر گز اعتباری
کز غرور و کبر پندارند نا چیز . حقیرم
هیچ دیدستی که کس گیرد گلاب از غنچه ی گل؟
غنچه چون گل گشت آید خود گلابش چون عبیرم
از شراب نو حذر کن غیر از درد سر ندارد
من شراب کهنه نوشم خود نصیحت کرده ام پیر
دلبر نو باوه هر شب سینما خواهد ز چاکر
رستوران گر دیر گردد می کند خورد و خمیرم
کیف خواهد عطر خواهد یار خوشگل
پیرزن با نان و دیزی سازد و کهنه حصیری

آقا دانشگاه ها تموم شده/اما من به چند تا از دوستای دانشگاهیم قول دادم حسابی حالشون رو بگیرم و رشته هاشون رو ببرم زیر سوال!حالا ببینید:
1-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته:هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.
2-مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی ? بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......
3-رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!
4-رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!
5-رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 ? سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....
6-رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد(تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟کیا......!)رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی ?سوند 1-فشار 2-جیگر 3 و ...
7-داروسازی:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!(البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن(پسراشو میگم!) از دروس این رشته:فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!
میخواستم حال بروبچ رشته های دندان و ریاضی محض و مهندسی هوا فضا رو هم بگیرم که سردمداران این رشته واسم سیبیل گرو گذاشتند که اذیتشون نکنم و اینا.
درآخر دوستان عزیزی که میل میدن و فحش میدند لطف کنند رشته اشون رو هم ذکر کنند!!!

طرز تهیه زن:
1 مقداری اکسید اسکناس
2نیترات اتومبیل لوکس
3_کیلو طلای 24عیار
4گاز عشوه
5سولفور ناز
6کاتلیزور چرب زبانی
طرز تهیه مرد:
1مقداری اسید درغگویی
2سولفات مکاری
3سولفور کلک
4کلرید غرور
5نیترات وقاحت و شرارت6کربنات هیزی
کلرات خساست

به جای ((اولا د)) بگویید:تسلی دل و آزار جان

به جای ((پراید))بگویید :ژیان تحت ویندوز

به جای((توالت)) بگویید:زور خانه انفرادی

به جای((خواب)) بگویید:عیش بی نوایان

به جای ((دکمه)) بگویید:بستنی

به جای((دماغ)) بگویید:نفس کش

به جای((دیسکت)) بگویید:عشق تو جیبی

به جای((سزارین)) بگویید:فنی زاده

به جای((سیم خاردار)) بگویید:دیوار تابستانی

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را، که ترکش موجب بی‌مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی‌پولی، هر ترمی که آغاز می‌شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان می‌‌رسد سیب ضرر، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه‌ایی واجب، از جیب و جان که برآید کز عهده‌ی خرجش به درآید

i نوریو مینو ریکاوا ، مجری تلویزیونی ژاپن با طولانی ترین اجرای زنده تلویزیونی نام خود را در کتاب رکوردداران جهان به ثبت رساند.

به گزارش بی بی سی ، نوریو که به مونتامینو معروف است ،

در طول هفت روز هفته نزدیک به 22 ساعت برنامه دارد و در 11 برنامه ظاهر می شود.

از او علاوه بر این ، 5 ساعت برنامه ضبط شده هم پخش می شود.

او همچنین هر روز بعدازظهر در برنامه ای بهداشتی ، تماشاگران تلویزیونی را درباره شیوه بهتر زندگی ،

بهداشت و سایر مسائل راهنمایی می کند.

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییدوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادمای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانهآن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشانپرده بردار که بیگانه خود این روی نبیندحلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبانعشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامتروز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشاگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمشمع را باید از این خانه به دربردن و کشتنسعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزدخلق گویند برو دل به هوای دگری ده

 

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپاییباید اول به تو گفتن که چنین خوب چراییما کجاییم در این بحر تفکر تو کجاییکه دل اهل نظر برد که سریست خداییتو بزرگی و در آیینه کوچک ننماییاین توانم که بیایم به محلت به گداییهمه سهلست تحمل نکنم بار جداییدر همه شهر دلی نیست که دیگر برباییچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییتا به همسایه نگوید که تو در خانه ماییکه بدانست که دربند تو خوشتر که رهایینکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی